|
من در خیال خود هر شب به تو سلام میکنم، کنار تو می نشینم ، مهری در خلوت تن من بنا می شود
تو سخن می گوئی، من میشنوم..
هیچ چیزی در من تسکین نمی دهد
نمی دانم چه بنویسم تا که وصف حال شما را داشته باشد نمی دانم از خوبی هایت بگویم یا از بدی های دنیا...
هه... ولنتاین هم تموم شد..
که چی حالا مثلا؟؟؟!!... من که همش دندون پزشکی بودم!!...... دکتر عزیز وسط دندون درست کردن یه دفعه شروع می کرد فیلم دیدن و یادش از من می رفت....... در کل ولنتاین دوست داشتنی ای بود!!...
I can in so many ways tell you that ' I love you ' but, there is no way I can tell you how much happy
من حتی از شب ستاره نمی خواهم... تا ماه را دارم!!...
وای، باران؛ باران؛ شیشه پنجره را باران شست . از اهل دل من اما، چه کسی نقش تو را خواهد شست ؟ حميدمصدق ساعت ۸ و نیم شبه... و از این روز بارونی فقط به دلم خستگی مونده... تنهام و دل آزرده از خودم و سفر.... چی شد؟!... به کجا رسیدم........ واسه بار اول از خودم بیزار شدم... متنفر!!... هر کس هر چی دوست داره بگه.. دیگه فرقی نداره.......
باید فراموشت کنم، چندیست تمرین می کنم من می توانم! می شود! آرام تلقین می کنم حالم ، نه ، اصلا خوب نیست.. تا بعد، بهتر می شود فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین! خود را برای درک این، صد بار تحسین می کنم کم کم ز یادم می روی، این روزگار و رسم اوست این جمله را با تلخی ش...
روی تخت سنگی نوشته شدهبود : اگر جوانی عاشق شد، چه کند؟ من هم زير آن نوشتم : بايد صبر کند. برای بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشتهی من کسی نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند ؟ من هم با بی حوصلگی نوشتم : بميرد بهتر است.برای بار سوم که از آنجا عبور میکردم،انتظار داشتم زير نوشته من نوشته ای باشد. اما زير تخته سنگ جوانی را مرده يافتم..
چشمهای تو را دوست دارم.. نه بهخاطر زیبائیشون، بلکه به خاطر اینکه چشمهای تو هستند...
داده بودمش به تو امانت چشمای بارونی من کرده بودش به تو عادت..
مـنـو تـو قلبت نـگـه دار مثل شعله تو زمستون نزار از تـو دور بشـم باز بی تو قلبم می شه داغون مـنـو تـو قلبت نـگـه دار حـرف مـن یـه التماسه هیچکسی بجز تو انگار قلبـمـو نــمـی شــنـاسـه
مـــن از روز ِ آفریده شدن ، قـــرار شد تا " بـی بهــانه شـــاد بــاشم ! " بــی امـــا و اگــــر، بــی قیـــد و شــــرط،
دلم گرفته است به ايوان می روم و انگشتانم را بر پوست كشيده شب می كشم چراغهای رابطه تاريكند چراغهای رابطه تاريكند كسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد كرد كسی مرا به ميهمانی گنجشكها نخواهد برد پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی است
گاه برای ساختن باید ویران کرد، گاه برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا باید نخواست... لورد بنتون
در یک نظر سنجی از مردم دنیا می خواستن نظرشونو راجع به "کمبود غذا در سایر کشورها" بگن. مردم آفریقا نمیدونستن غذا چیه, مردم آسیا نمیدونستن نظر چیه, مردم اروپا نمیدونستن کمبود چیه, و مردم امریکا نمیدونستن سایر کشورها چیه!!... |
About![]()
..ღஐ ĐДЯK • P!ИK ஐღ.. Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 My BestF Blogs
حرفای قدیمی Friend's Blogs
UNTI FILTER $YAHOO مریم حیدرزاده |