|
دنیا هم آدم های خوش بین می خواهد، هم بد بین.. مثل آن روز که خوش بین ها هواپیما را ساختند، و بد بین ها هم چتر نجات را
آرزوهات رو بنویس!.. آخه خدا هرگز اونا رو فراموش نمی کنه، ولی تـو شایـد فراموش کنی چیزی که دیروز آرزوت بوده!
زنــدگی هنـر نقــاشی کردن بدون پـاک کن
ولی برای اين کار ساخته نشدند !
گــاهـی از پـروانـه ها یــاد کنیـم کـاش این پــرواز را بــاور کنیم
امـ ــ ــیـ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ــ ـد اگر روزی از زندگی ناامیــد شدی...
سلام... مثل همیشه سلام... دیگه چــی؟ هیچـی !!! فقط می تونم بگم بی اندازه عصبی هستم.چرا؟ چون زمان نمـی گذره.نه مثل همیشه اااا... این دفعه یه جور دیگه این دفعه روی تلخ ترین ثانیه قفل کرده و انگار نه انگار که ما داریم تو این ثانیه ها زندگی می کنیم همش تلخی همش سختی این همه دوری و جدایی؟!!!!! این همه خیانت!! این همه جنگ !! این همه بی رحمی و ظلم... چرا آدمـــا پشت هم رو تو این بــدترین شرایط خالی می کنن آخه؟ توی این زمین خاکی کمبودمون فقط اینه که تنها کسامون ما رو تنهــا بذارند.. زندگی چیه بابا.. کی کتاب علوم رو نوشته؟ کی نوشته که آدما گروهی زندگی می کنند؟؟!!! اشتبـاهه همش اشتباااااااهـــــــه.. آدما گروهی آدم می کشند.. آدما گروهی ظلم می کنند... ولـی بــازم همـــه حتــی اون همدست هـا هم آخــرش تنهــا می شند.. همـه فکــر خودشونند.. بابا خسته شدم از بس هر کانالی از تلویزیون از دشمنی کشور ها با هم صحبت می کنه!! آخه تا کــِــی؟؟؟ مگه همیـن ایـران رو نمی گن انقدر منبع نفت داره؟ انقدر فلان و بمان... پس چرا هیچ کس واســه پیشرفتش سعـی نمـی کنه؟؟؟ همه می خــواند بهش مسلط بشن.. چــرا یه نفــر سعی نمی کنه با همین رئیاست احمدی نژاد یه کاری واسه ایــران بکنه؟؟ اصلاً اونم بیخیــال.. چــرا یه کـم آدمـا با فکرای خوب با هم برخورد نمی کنند؟؟ اَه اصلا همشو بیخیال حرفــای من چه فایده ای داره؟ کی گوش می ده اصلا؟؟؟ فقط می خوام بگم که اعصابم از ایناست که خورده. واسهء ایناست که چند روزه که به زور آپ می کنم... ببخشید اگه اعصاب کسی رو خورد کردم فقط بیاید از امشب ، واسهء همهء دنیا دعـا بخونیم... واســـه ســـر و سامون گرفتن ایــران هم همین طور.. فکـر می کنم کــل دنیـا محتـاج دعاهای ماست... اگه وضع ایران الان بده واسه بی توجهی مـاست.. اگه کار دیگه ای نمی کنیم، لااقل بیاید واسه بهبودیش دعا بخونیم.. از همین الان... هر شب ِ هر شب....
خیلی باحاله.. نه؟ من که خوشم اومد.. شما اگه خوشتون نیومد مجبور نیستید بیشتر از وقتتون رو اینجا تلف کنید..
سـرمایه عمـر آدمی یک نفس است ، و آن یک نفس برای یک همنفس است، گر نفسی با نفست هم نفس است، آن یک نفس برای یک عمر بس است!
يادم باشه که يادت باشه که يادم بياری که يادت بدم که ياد بگيری که هميشـه بـه يــادتم و يـادت هيـچ وقت از يـادم نمی ره اينـو يــادت نـره!
گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايان همه شرمندگيست گفتمش درمان دردم را بگو گفت درمانی ندارد بی دواست گفتمش يک اندکی تسکين آن گفت تسکينش همه سوز فنا ست نيکوست
به كـردنـد ، بــدان دربرابــرت نــاتـوانند! اگــر روزی خيــانت ديــدی ، بدان قيـمتت بــالاست! اگـر روزی تـركــت كــردند ، بــدان با توبودن لياقت می خواهد!! اینا همش واسه دلخوشیه البته کسی جدی نگیره...
چند معادلهء جالب.... معادله اول:
سلام... امید وارم که همگی خوووب باشید.. اول از همه معذرت می خوام که من دم و دقیقه ۳ نقطه می ذارم .. عادت کردم دیگه ببخشید دوم اینکه همونطور که قول داده بودم یه سری عکس از شهرمون براتون گرفتم که توی ادامهء مطلب می تونید ببینیدشون اطلاع می دم ... برید ادا مهء مطلـــب .. .
گاهی سکوت کنیم ... شاید خدا هم حرفی برای گفتن داشته باشد
دستم بوی گل می داد مرا به جرم کندن گل کشتند اما هیچکس با خود فکر نکرد که شاید من یک گل کاشته باشم...
بدترين فريب عاشق شدنه
هر زنی دو مرد را دوست دارد... یکی ساخته تخیــلات اوست، و دیگری هنوز به دنیـــا نیامده!!..
عشـق نمی پرسه که تو کی هستی، فقط می گه تو مال من هستی عشـق نمی پرسه اهل کجایی، فقط می گه تو قلب من زندگی می کنی عشـق نمی پرسه که تو چی کار می کنی، فقط میگه باعث میشی قلبم به ضربان بیفته عشـق نمی پرسه چرا دور هستی، فقط می گه همیشه با من هستی عشـق نمی پرسه که دوستم داری ، فقـط می گه دوسـتـت دارم!
از من نپرس که از چه دیاری آمده ام... من نه از شهر قصه ها آمده ام نه از شهر غصه ها... و نه از دیار آرزوها..... من از جزیرهء خاطرات این جایم.. خاطراتی... خاطرتی که ابا اشکم کلمه به کلمه اش را نوشتم.. و با خون کثیفم روحشان دادم.... خاطراتی که در اوج غربت و تنهاییم ، در دفتر سرد و تاریکِ زندگی ام، ثبتشان کردم... اگر چه کسی نیست که درکشان کند... هیچ کس نیست،
زندگی اجبار نیست... عشق حادثه نیست... جدایی قانون نیست... تنهایی تقدیر نیست.... دوست ولی.... دوست تواند که همه را این گونه کند..... اگر جدایی بخواهد.... زندگی دیگر لذتی ندارد.. زندگی اجباری ست... عشق دست ما نیست ، حادثه است و اگر دوست جدایی بخواهد... امان از آن روز که او جدایی بخواهد..امان از روزی که دیگر مرا نخواهد..... امان از روزی که دیگر عشق مرا قبول نداشته باشد.....
عشق يعنی... چون خورشيد تابيدن بر شب های دوست... و... چون برف ذوب شدن بـه غـم هـای دوسـت!
خیلی سخته که ببینی که یه آهو تو چنگال یه شیر اسیره.. شده!!
عشق محکومی است که محاکمه نمی شود.. ديوانه ايست که معالجه نمی شود.. بيگانه ايست که شناخته نمی شود.. سکوتی است که شکسته نمی شود.. وفريادی ايست که ارام نمی شود!!! ........
در قـمـــار زنــدگـی عــاقبت مـا بــاخـتـیــم بس که تک خال محبت بر رفیـق انـداختیم زندگی چيست؟ اگر خنده است چرا گريه می كنيم؟ اگر گريه است، چـرا خنـده می كنيم؟ اگر مر گ است، چـرا زنـدگـی می كنيم؟ اگر زندگی است چرا می ميريم؟ اگه عشق است چرا به آن نمی رسيم؟ k why am i in love?!!k why?? k
شمع دانی به دم مرگ به پروانه چه گفت؟ گفت ای عاشق بیچاره فراموش شوی...
سلام.. نمی دونم امروز سلامی گفتم یا نه البــتــه... ارزشش رو داره به هر حال من سعی خودمو می کنم که بازم بتونم اپ کنم .. گاهـــــــــــــی وقتا لااقل بچه ها واسم دعا بخونید کارمون داره جووور می شه ،ولی زود تر جور بشه... دیگه تحمل این شهر رو ندارم..... اااه امشب هم دلم مثل همهء شب ها گرفته.. ولی چراغی روشن نیست که بتونم چیزی بنویسم... همه هم این جا خواب هستند و نمی تونم خیلی هم تایپ کنم تا میام تایپ کنم یکی سرشو می یاره بالا و می گه : از طرفی دلم واسهء ایران و مخصوصاً بعضی از دوستای با معرفتم ـ توی مدرسه یا کلاس های دیگه مثل زبان ـ تنگ شده.. از طرفی دیگه تحمل این جا رو ندارم از طرفی هم دلم واسهء بعضی از دوستامون توی این شهر تنگ می شه و در ضمن خیلی دلم می خواد که دیگه برم آمریکااااااااا بگذریم.... الان جاتون خالی دارم پشه می کشم... یکی ، دوتا ، سه تا، .......... می بینید وقتی اعصاب ندارم چه جوریه؟! همه چیز رو می نویسم حوصله ام سر رفته.. خاله و عمو و دختر عموها چند روزی این جا بودند و الان هم بابا بزرگم و مامان بزرگم هستند ولی این حوصله سر رفتنا فرق داره.. دلم بدجوری گرفته بگذریم.. دیگه دارم کلافه می شم از دست این پشه هااااااااا... ماشاالله من می رم بخوابم... یادتون نره واسم دعا کنید خواب های خوب خوب ببینیم.. اگه هنوز نخوابیدید .. باباای تا بعد
بغض بزرگ ترین اعتراض است ولی اگر شکسته شود دیگر انتظار نیست " شکسپیر "
life is like a piano; white keys represent happines & love, black ones represent sadness & sorrow, but you should play both to hear the music of life.
اگه شما یه لامپ بودید دوست داشتید لامپ کجا باشید؟؟؟ خوشحال می شم که نظراتتون رو از طریق گفتنی ها در زیر متن برام بفرستید ممنون بای
عشق يعنی لذت يک آرزو! عشق يعنی يک بلای مـاندگار! عشق يعنی هديهای از آسمان! عشق يعنی يک صفای سازگار! عشق يعنی با وجود زندگی دور از آداب مردم زيستن! عشق يعنی لحظهای خنديدن و سالها اشــک نـدامـت ريـختن! عشق يعنـی زنــگ تكـرار نــگاه! عشق يــعنی لحظهای زيبا شدن! عشق يعنی قطره بودن سوختن! عشـق يعـنی راهی دريـا شدن! هر چه هسـت اين عشق صدها قلب صاف با حضورش آبی و بی كـينه است!
بازم ســــــــــــــلام امروز داشتم وبلاگمو نگاه می کردم... به به!! دست خودم درد نکنه هااا... ولی یکی نیست به من بگه آخه مگه پشت سرم گذاشتن؟! کل مطالبی که توی این صفحه جا شدند... فقط مال دو روووووزه انقدر گرم تایپ فارسی شدم که فراموش کردم باید یه فرصتی هم بدم که بازدیدکننده ها وقت کنند مطالب رو ببینند.. با این حال فکر نکن آدم بشو باشم من... راستی تا یادم نرفته می خواستم خواهش کنم که در موردِ وبلاگم نظر بدید.. اگه جایی عیبی داره حتما ً بگید تا اصلاحش کنم..خیلی هم ممنون که بهم سر زدید.. تا گرم صحبت نشدم برم که اگه گرم صحبت بشم دیگه سرتو درد می یارم... بازم ممنون که سر زدید.. با بااااای
وقتی تنهاییم دنبال به دوست می گردیم... وقتی پیداش کردیم دنبال عیـب هاش می گردیم، وقتـی از دستــش دادیــم دنبــال خاطره هـاش می گردیم و باز تنهاییم!!!..
همیشه یه فکرایی هست l l l N گاهی وقتا یه جور فکرای خطرناااااک!!! N مثلاً یه فکری مثل فکر فرار از خونه... یا این که رگت رو با چاقو بزنی .. یا خودت رو توی وان آب غرق کنی ...یا رمانتیک ترش ، توی دریا... یا با یه اسلحه کار خودت رو تموم کنی... ولی ... بهتر نیست به چیزایی قشنگ تر فکر کنی؟! حتی اگه تو زندگیت وجود ندارند!!
بـــلبــل بــاغ تــــوام از باغ بیرونم نکن گر چه دور اقتاده ام اما فرامــوشـم نکن
ز فراق سینه سوزت غم سینه سوز د ارم .. گل من قسم به چشمت که نه شب نه روز دارم .. ز شراب بوسه هایت که هنوز از آن مستم .. گل من نه اکنون همه عمر تو را پرستم ..
اگر میتوانستم مجازاتت کنم از تو میخواستم به اندازه ای که تورا دوست دارم مرا دوست داشته باشی...
تو به دنیای من سکوت، به چشمم اشک وبه قلبم درد آفریدی!! ...
بـــگیر از من تو ایـن دل یادبـودی، که تنها لایق این دل تو بودی، هــزاران خواستنــد ایـن دل بگیرند، ندادم چون عزیز دل تو بودی!
وقتی کسی به دل نشست ،نشستنش مقدس است
حتی اگـر نخـواهـدت ، نفس کــشیـدنش بس است
دگر و حس ا ز شقایق چشـمان را خونسرد نداری تـــــــــو پیداست هوای قلب کــــــــه عاشق شـــــور را عشـــــق نداری سابــــــق را نــــداری ...
دایـــرهء زنــدگی مثل یـه مربــع مـی مونه که سه ضلع داشته باشه عشـق و تــنــفر
می دونی دوست یعنی چی؟؟
د = داشتنه و = اونی که س = ستایش کردنش ت = تمومی نداره
گل نيلوفر می خواهد به بشر بياموزد: اگر چه در دنيای آلوده زندگی می کنی و در باتلاق زندگی که خالی از تقوی و پاکی است به دنيا آمده ای ولی بايد رويت را به سوی خدا کنی و قلبت را محراب او سازی گل نيلوفر در باتلاق می رويد ولی هرگز آلوده نمی شود و با طلوع آفتاب رو به خورشيد شکفته می شود
اینو بدون که دارم بزرگ ترین دروغ زندگیم رو می گم.. عزیزم.. بیا هیچ وقت دروغ نگیم جز وقتی که از جدایی حرف می زنیم.. بیا عزیزم تا ابد با هم باشیم.. بیا با هم زنده باشیم و بدون هم ... حتی توی اون دنیا هم بدون هم نباشیم!! بیا اگه هستیم ، با هم باشیم .. اگه نیستیم، اگه نیستیم هم هیچ کدوم نباشیم بیا با هم زندگی رو از اول بسازیم اگه این زندگی نمی ذاره ما با هم باشیم! بیا از اول بزرگ بشیم اگه که می گن ما دو جور مختلف به دنیا اومدیم و مال هم نیستیم.. قشنگ ترینم بیا اگه مرز ها بین ما هستن، خودمون از اول کشور بندی کنیم ... بیا عزیزم ما توی یه دنیا باشیم و بقیه توی یه دنیای دیگه ... بیا عزیزم یه کاری کنیم .. بیا اگه حتی هیچ جوره هم نمی شه ما با هم باشیم، حتی هیچ هم از بین ببریم و تا ابد با هم باشیم .. برای هم باشیم ... مال هم باشیم.. آخرین خواستم اینه که.. اگه اشکالی نداره ، ما .. ما واقعاً عاشق هم باشیم ناگفته ها
كنار هر قطـره اشـكم هـزار خاطره دفنه ،
اينقدر خاطره داريم كه گويی قديك قرنه ، گلو می سوزه از عشقت عشقی كه مثل زهره ، ولی بی عشق تو هر دم خنده با لبهای من قهره
تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو مــن هستــی و مــن نقـش تو هسـتم ...
به اندازهء گریه کردن یه گنجشک دوستت دارم دارم. شاید این دوست داشتن به نظر خیلی کم بیاد ولی یه چیزی رو می دونی؟ گنجشک ها وقتی گریه می کنن می میرند
تولد تولد تولـددت مباااااارک با هفت تا آسمون پراز گلای یاس و میخک با صد تا دریا پر عشق واشتیاق و پولک یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک فقط می خواد بهت بگــه تولــدت مبارک بازم یه تولد دیگه توی ماه قشنگ و دوست داشتنی ِ مرداد حتماً به وبلاگ دوستم برید و تولدش رو تبریک بگیدااا
دختره تو خیابون می رفته که یه پسری محکم بغلش می کنه. دختره می گه ببین تا ۱۰۰ می شمارم اگه ولم کردی که هیچ وگرنه جیغ می زنماااااا
این آواره ترین صندلی ای که می تونید ببینید .... عکس ها رو ببینید حال کنید
این از صندلی مااااا .. روز آخری که دختر خالم اینجا بود با هم دیگه تصمیم گرفتیم چند تا عکس هنری بگیریم این عکس هم دست دختر خاله هامه که البته خیلی نیاز داره که روش کار کنم تا گرافیکی تر بشه به قول دوستام اینم عکس دست من و دختر خالم که نیاز داره روش کار کنیم عکس دیگه ای که قابل توجه هستش اینه... چشماتون رو ببندید تا ۳ بشماریددد حالا ببینیدش.... تعجب نکنیــدددددد... نـــه !!! این پای خالمه البته ما عکس های خوب هم گرفتیم.. ولی خب چون از صورت یا چشمای فرد خاصی بود نمی تونم اون ها رو توی وبلاگم بذارم
هيچ وقت به خودت مغرور نشو ....
برگ ها هميشه وفتی می ريزند كه فكر می كنن طلا شدند
اسپانيايي ها ميگن :"عشق ساكت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلندتر است" ايتاليايي ها ميگن:"عشق يعني ترس از دست دادن تو!" ايراني ها ميگن :"عشق سوء تفاهمي است بين دو احمق كه با يك ببخشيد تمام ميشود"
سلام ... امروز داشــتم توی وبلاگ ها می چرخیـــدم که یـــه وبلاگ خیلی قشنگ دیدم.. یه آقا پسر با مرامی ، واسهء دوستش یه وبـلاگ ساخته بود.. جالب این بود که از هیچ جا نمی شد نظری براش نوشت.... من همیشه وقتی توی وبلاگی می رفتم که برای کسی ساخته شده بود ولی می شد نظر داد خیلی ناراحت می شدم. آخه عشق که نظر خواهی نداره.. این بار این وبلاگ خیلی نظرمو به خودش جلب کردو در عین حال هم وبلاگ خیلی خیلی قشنگی بود که واقعاً ارزش نظر دادن داشت.. پیشنهاد می کنم که حتماً یه سری بزنید ... خب دیگه این که تصمیم دارم چند تا عکس کاملاً معمولی از شهری که موقتاً در اون زندگی می کنم جور کنم و توی وبلاگم بذارم.. شهر ما ، آکسارای ، که توی کشور ترکیهست، یه شهر کوچیک و نسبتاً مذهبیِ.البته من چون زبان اینجا رو بلد نیستم و خیلی هم اهل تحقیق نیستم واسهء همین خیلی اطلاعی در مورد اینجا ندارم
از زندگی سه چیز آموختم :
از شب ، تنهائی از دوست ، بی وفائی از عشق ، رسوائی
نــشنو از نـِی، نی حصیری بی نواست بشنو از دل، دل حـریمی کـبـریــاســـت نــِــی بســوزد خــاک ُ خـاکـــستر شـود دل بــســــــــوزد خـانـهء دلـبـــر شــود
از یه نی نی ِ کوچولو موچولو می پرسند : عشق یعنی چی؟ می گه : عـِخـْـش یـَهـنی بـِـذالی اونم از پُـفَـتِت بُـخُـولـِه، امّا فـَگــَـط تُو تا تونه ! (ترجمهء صحبت های این طفل شیرین : عشق یعنی بذاری اونم از پفکت بخوره اما فقط دو تا دونه ! ) خوش به حال این کوچولو که از الان همه چیز رو در مورد عشق می دونه، مخصوصاً تعادل رو...
گفته بودی که چرا محو تماشای منی آن چنان مآت که یک دم مژه بر هم نزنی مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشمان تو به قدر مژه بر هم زدنی شنیدم که این شعر از مشیری عزیزه.. ولی مطمئن نیستم، اگه کسی اسم شاعر رو میدونه بگه تا بنویسم، به هر حال، شعر خیلی قشنگی بود..
کاش می شد اشک را تهدید کرد مــدت لبـــخنــــد را تـمـدیــد کـرد
از یک فیلم نامه نویس می پرسند که کدوم یکی از اعضای خانوادت رو بیشتر دوست داری؟ و اون جواب می ده : سگم... می گن چرا ؟ فکر نمی کنی که زنت از شنیدن این جواب ناراحت می شه؟ ... و اون در جواب می گه : شما برای امتحان زن و سگتون رو بذارید توی صندق عقب یه ماشین، بعد از یک ساعت که در رو باز کنید فکر می کنید کدوم از دیدنتون ابراز خوشنودی می کنه؟؟؟!!!
Life without friendship is like the sky without sun.. Thanks for being my LIGHT
امروز یکی از دوستای خوبم پیشنهاد کرد که از این به بعد از حرفای خودم هم توی وبلاگ بنویسم... ولی من نمی دونم که اصلا چی بنویسم، این به عنوان اولین و مذخرف ترین مطلب از زبان خودم
امروز من درس زندگی را آموختم، درسی که هیچ کس و هیچ چیز نتوانست آن را به من بیاموزد.. تا امروز که سرنوشت آن را به من ثابت کرد ، او که تو را تنها گذاشت، هرگز بر نمی گردد، اگر برگشت، زودتر از آن زمان که فکر می کنی، تو را تنها می گذارد .. این بار برای همیشه ...!!!
اگه چشمام تو رو خواست قول می دم چشمامو ببندم، اگه زبونم اسم تو رو
خواست بیاره قول می دم که گازش بگیرم... ولی دلــم اگه تو رو خواست... چـه کــــاااااار کنم؟؟؟؟!!!!
شادی را علت باش نه شریک، و غم را شریک باش نه علـت!!!زردشت
صبح ها نمی تونم صبحونه بخورم چون دوستت دارم. ظهرها نمي تونم ناهار بخورم چون دوستت دارم. شبها نمی تونم شام بخورم چون دوستت دارم شبها نميتونم بخوابم...چون گرسنمه !!!
فاصله گرفتن از آدمایی که دوستشان داریم بی وفایی است.. زمان به ما نشان خواهد داد که جانشینی برای آن ها نخواهد بود
تا حالا به رابطه ی دو تا چشم دقت کردی؟؟ با هم باز می شن... با هم بسته می شـن... با هم می خندن... با هم گريه می کنن... با هم مـی چرخن... جالب اينجاس که هيچکدوم هم اون يکی رو نمی بینه!!! دوستي يعني اين!!!!! دقت کردی اين دو تا چشم فقط زمانی که يه دختر جلوشون ظاهر می شه يکيشون بسته می شه و اون يـکی باز می مونه (-->چشمک)؟؟!! نتيجه گيری اخلاقی : دختر حتی بهترين و محکم ترين روابط دوستی رو هم به هم می زنه ..!!!!!!!
خيلی ها مترسک رو دوست ندارند چون پرنده ها رو می ترسونه ولی من دوستش دارم چون ...
وقتی بارشو بس که بــره .. من نگفتم نرو !
پسر نگاهی به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه آرزوی قشنگ بکنيم، دختر با بی ميلی قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکی تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگـو دختر چشماش رو بست و خيلی بی تفاوت گفت کاش همين الان دنيا تموم بشه ! . . وقتی چشماشو باز کرد پسر رو نديـد! . . فقط چند تا حباب روی آب مونده بود. . .
نگو بار گران بوديم و رفتيم نگو نامهربان بوديم و رفتيم اينها دليل محكمی نيست بگو با ديگران بوديم و رفتيم
مامان گل و خوبم، تولدت مباررررررررک خیلی دوستت دارم... امیدوارم که سال های سال زنده و شاداب و خوب باشی... خیلی دوستت دارم |