تبليغاتX
ღ خط خطی های عاشقونه ღ

ღ خط خطی های عاشقونه ღ

آفتاب پنجره را می شناسد

حتی اگر بسته باشد


مهتاب به ديدارم مي ايد

حتی اگر خسته باشد


و دل هوای تو را دارد

حتی اگر شکسته باشد

+روز88/08/10حدود ساعت8:51... از طرف ღ ghazal ღ | |

من ز بیداد تو هرگز نکنم ناله و درد

داد از آنکس که چنین چهره زیبا به تو داد


سوختم سوختم از هجر به فریادم رس

پیش از آن روز که از خانه ام آید فریاد


توبه کردم که دگر دل به کسی نسپارم

اگر از حلقه گیسوی تو گردد آزاد


غافلی در شب هجران تو چون می سوزم

آنچنان مست که پروانه ز من گیرد یاد

 

پ.ن. نیما جون مرسی اومده بودی و کامنت گذاشتی... چرا وبلاگت اینطوررررری شده؟؟؟  اصلا نوشته ها نیست!

مرتضی جان از شما هم ممنون که وبم سر زدی. من خواستم بیام ولی ادرس وبت رو اشتباه زده بودی. نتونستم پیداش کنم. امیدوارم باز بیای بازم ممنون

+روز88/07/27حدود ساعت8:31... از طرف ღ ghazal ღ | |

647

دارم دیوونه می شم

خدایا من چکار کنم؟؟!!!<.................

+روز88/07/16حدود ساعت5:50... از طرف ღ ghazal ღ | |

ای قدیمی! ای خوب


تو مرا یادکنی ، یا نکنی


من به یادت هستم


من صمیمانه به یادت هستم

+روز88/07/13حدود ساعت10:16... از طرف ღ ghazal ღ | |

امروز کسی محرم اسرار کسی نیست


ما تجربه کردیم کسی یار کسی نیست



بیهوده مکن وقت گران صرف


رفیقان  دل  صرفِ کسی کن   که دلش مال کسی نیست

 

 

+روز88/06/18حدود ساعت4:0... از طرف ღ ghazal ღ | |

روحم به گِل نشسته برایم دعا کنید

آیینه ای برای دلم دست و پا کنید

 

احساس می کنم که به دریا نمی رسم

ای رودهای تشنه ، مرا هم صدا کنید

 

ای زخمهای کهنه که سرباز کرده اید

با شانه های خستهء من خوب تا کنید

 

دارم به ابتدای خودم می رسم - به عشق -

راه مرا از این همه آتش جدا کنید

 

حالا که خویش را به تماشا نشسته ام

با آخرین غریبه مرا آشنا کنید


 

ناصر حامدی           

+روز88/06/14حدود ساعت13:23... از طرف ღ ghazal ღ | |

نیلوفر باور کن منم دلم برات یه ذره شدددده

دارم دیوونه می شم

من خودم یکی رو می خوام دلداریم بده

کاش ایران بودم کاش بودم می تونستم بیام پیشت

تو هم همیشه بهترین دوستمــــــــی

نیلو واسه خودم متاسفم که اینکارو کردم

هیچ وقت اندازه الان از کارم پشیمون نبودم

تو رو خدا بازم بیا

نمی خوام باهات خدافظی کنم

+روز88/06/13حدود ساعت2:39... از طرف ღ ghazal ღ | |

 

چند سال از امشب بگذره  ،  تـا مــن فـرامــوشـت کـنــم


تـا با يـه دريـا تـو خودم  ،  خاموش خاموشت کنم




تـنـهـــاییـامـو بـعـد از ايــن  ،  با قـلب کـی قسمـت کـنـم


واسه فراموش کردنت  ،  بايد به چی عـادت کنـم

 

+روز88/06/10حدود ساعت22:30... از طرف ღ ghazal ღ | |

داشتم توی وبلاگم یه شعر غمگین می نوشتم

همون موقع صمیمی ترین دوستم سهیلا جون بهم زنگ زد واسه تبریک تولدم

حالا جدی غمگینم!! دلم واسش یه ذره شددددددددددددددددددددده

ولی این شعرای غمگین هیچ کدوم درد منو نمی گه!!

 

 

 

شوخی کردم غم کجا بود؟؟؟؟  خیلی هم خوشحالم.. اگه روز تولدم به هیچ دردی نخورد حداقل باعث شد صدای دوست خوبمو بشنوم!!!!! خداجووووووونم مرسی که سهیلا خیلی با معرفته و زنگ زددددد  شما که نمی فهمید من چقدر دلم واسش تنگ شده آخه!!!!

+روز88/06/09حدود ساعت10:18... از طرف ღ ghazal ღ | |


آمار لحظه به لحظهء جهان رو
اینجا ببینید

+روز88/06/07حدود ساعت1:36... از طرف ღ ghazal ღ | |

گاه می توان نوشت

گاه می توان سرود

گاه می توان تمام احساس را در تن واژه ها جاری کرد

یا هرچه، عشق را، در یک نگاه نشاند


گاه می شود تمام خشم را فریاد زد

یا می توان تمام خشم را در خود فروخورد


بی شک زندگی مانده دو به شک در میان تمام این ها..........

اما آن چه مهم است بودن است

باید بود

+روز88/06/03حدود ساعت23:28... از طرف ღ ghazal ღ | |

آوای بـاد انـگـار

آوای خشکـسالیـسـت



بـگـذار تا بگـویم

تقـدیـر لاابالیسـت





باید که عشـق ورزید

باید که مهربان بود



زیرا که زنده ماندن

هر لحظه احتمالیسـت

 

 

+روز88/06/03حدود ساعت7:19... از طرف ღ ghazal ღ | |

با سلام

 

من چی آپ کنم؟؟!!!

امروز از اون روزاست که دلم می خواد یه چیزی بنویسم و هیچی به ذهنم نمیاد!!!!!

اصلاً هم خوب نیست!!! خنده هم نداره.............!!

جالب هم نیست!!!......

ولی یکی از دلایلی که می خواستم آپ کنم؟؟ اینکه می خواستم ماه مبارک رمضان رو به همه دوستای مسلمونم تبریک بگم

دعا می کنم همه نماز و روزه هاتون مورد قبول حق باشه  واسه منم حتما دعا کنید تا به اهدافم برسم و بتونم در راه به دست آوردن چیزی که دارم به خاطرش تلاش می کنم موفق باشم

 

 

خب بگذریم....

یه نکته جالب!

دارم دیوونه می شم!!     <---- این اون نکته ای که جالبه نیست البته

خب داشتم می گفتم... دارم دیوونه می شم.. چرا؟؟

آخه بیرونه این در دو تا آدم پر حرف و چاخان نشستند و یه ریز واسه هم خالی می بندند!! نکته جالب حالا کجاست؟؟ این که هر دو اهل داستان بافیند ولی هر کدوم خیلی راحت داستان اون یکی رو باور می کنه!!!  عجب آدمایی پیدا می شند...!! خب این وسط فقط گوش های ماست که مجبور به شنیدن این چرندیاته!!!!......

خب از اینم بگذریم ...

امرووووووووزززز تولد یکی دوستامه!!! جالبه نه؟ جالب تر اینکه من کلی عکس جور کردم تو یه برنامه شبیه فوتوشاپ که واسش بذارم وبلاگش ولی متاسفانه نتونستم به jpg تبدیل کنم و کدش رو بگیرم و بذارم.... متاسفانه دوم این که می خواستم اولین کسی باشم که تبریک می گم و واسه همین به ساعت ایران قبل از این که ۱۲ شب بشه که بشه تولدش شرووع کردم باهاش چت کردن و منتظر بودم تا راس ساعت بهش تبریک بگم ولی دوستم ۲ یا ۳دقیقه قبل از ۱۲ نیمه شب دی سی شد!!!!!

 

 آخه می شه من بیشتر از این ضایع بشم امروز؟؟؟ آره هنوز جا داره... بگم؟ نه دیگه باید برم ... باز هست!! ولی بیخیال...

کاری باری؟ قول می دم سری بعدی یه آپ به درد بخور باشه.... البته همه حرفا من به درد بخوره ولی منظورم شعر و نثر و اینا بود....

و راستی... از همه دوستای خوبم که واسم کامنت می ذارند و مرتب بهم سر می زنند یه دنیــــــا ممنونممممممم  

خوب و خوش و سلامت باشید (این یک دستور است!)

و بهترین ساعات رو توی این ماه مبارک براتون آرزو می کنم 

دوستون دارم

بای تا بعد....

 

+روز88/06/01حدود ساعت7:54... از طرف ღ ghazal ღ | |