يک نفر در دل شب،
يک نفر در دل خاک..
يک نفر همدم خوشبختی هاست
يک نفر همسفر سختي هاست
چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد..
ما همه همسفريم
گاهی که دلم سراغ تو می گيرد
با ديدن جای خاليت می گيرد
کردی تو چنان که باورم گشته دلم
روزی ز هجوم بی کسی می ميــرد

حالا
هم من، هم تو
هر دو خوب می دانیم
این راه نه پایانی دارد، نه وصالی
اما هنوز دوش به دوش می رانیم
* * *
قانون خط های موازی یادت هست؟!
دو خط موازی هیچوقت به هم نمی رسند
* * *
و سکوت می کنیم
هم من، هم تو
* * *
اصلا بیا
یک خط زیر قانون خط های موازی بنویسیم
دو خط موازی هیچوقت به هم نمی رسند
اما این دلیل نمی شود همدیگر را دوست نداشته باشیم
* * *
هم من، هم تو
زندگی شطرنج دنیا و دل است
قصه پررنج صدها مشکل است
شاه دل کیش هوسها می شود
پای اسب آرزوها در گل است
فیل بخت مـا عجب کج میرود!
درسرما بس خیـال باطل است
مهره های عمرمن نـیـمش برفت
مهره های او تمامش کامل است
ما نسنجیـده پی فـرزین او
غافل از اینکه حریـفی قابل است
حتی اگر بسته باشد
مهتاب به ديدارم مي ايد
حتی اگر خسته باشد
و دل هوای تو را دارد
حتی اگر شکسته باشد
من ز بیداد تو هرگز نکنم ناله و درد
داد از آنکس که چنین چهره زیبا به تو داد
سوختم سوختم از هجر به فریادم رسپیش از آن روز که از خانه ام آید فریاد
توبه کردم که دگر دل به کسی نسپارماگر از حلقه گیسوی تو گردد آزاد
غافلی در شب هجران تو چون می سوزمآنچنان مست که پروانه ز من گیرد یاد

پ.ن. نیما جون مرسی اومده بودی و کامنت گذاشتی... چرا وبلاگت اینطوررررری شده؟؟؟
اصلا نوشته ها نیست!
مرتضی جان از شما هم ممنون که وبم سر زدی. من خواستم بیام ولی ادرس وبت رو اشتباه زده بودی. نتونستم پیداش کنم. امیدوارم باز بیای بازم ممنون
امروز کسی محرم اسرار کسی نیست
بیهوده مکن وقت گران صرف
رفیقان دل صرفِ کسی کن که دلش مال کسی نیست

روحم به گِل نشسته برایم دعا کنید
آیینه ای برای دلم دست و پا کنید
احساس می کنم که به دریا نمی رسم
ای رودهای تشنه ، مرا هم صدا کنید
ای زخمهای کهنه که سرباز کرده اید
با شانه های خستهء من خوب تا کنید
دارم به ابتدای خودم می رسم - به عشق -
راه مرا از این همه آتش جدا کنید
حالا که خویش را به تماشا نشسته ام
با آخرین غریبه مرا آشنا کنید
ناصر حامدی
دارم دیوونه می شم
من خودم یکی رو می خوام دلداریم بده
کاش ایران بودم کاش بودم می تونستم بیام پیشت
تو هم همیشه بهترین دوستمــــــــی
نیلو واسه خودم متاسفم که اینکارو کردم
هیچ وقت اندازه الان از کارم پشیمون نبودم
تو رو خدا بازم بیا
نمی خوام باهات خدافظی کنم
چند سال از امشب بگذره ، تـا مــن فـرامــوشـت کـنــم
تـا با يـه دريـا تـو خودم ، خاموش خاموشت کنم

تـنـهـــاییـامـو بـعـد از ايــن ، با قـلب کـی قسمـت کـنـم
واسه فراموش کردنت ، بايد به چی عـادت کنـم
داشتم توی وبلاگم یه شعر غمگین می نوشتم![]()
همون موقع صمیمی ترین دوستم سهیلا جون بهم زنگ زد واسه تبریک تولدم ![]()
حالا جدی غمگینم!! دلم واسش یه ذره شددددددددددددددددددددده ![]()
ولی این شعرای غمگین هیچ کدوم درد منو نمی گه!! ![]()
![]()
شوخی کردم غم کجا بود؟؟؟؟
خیلی هم خوشحالم.. اگه روز تولدم به هیچ دردی نخورد حداقل باعث شد صدای دوست خوبمو بشنوم!!!!! خداجووووووونم مرسی که سهیلا خیلی با معرفته و زنگ زددددد ![]()
شما که نمی فهمید من چقدر دلم واسش تنگ شده آخه!!!! ![]()
آوای بـاد انـگـار
آوای خشکـسالیـسـت
بـگـذار تا بگـویم
تقـدیـر لاابالیسـت
باید که عشـق ورزید
باید که مهربان بود
زیرا که زنده ماندن
هر لحظه احتمالیسـت
با سلام![]()
![]()
من چی آپ کنم؟؟!!! ![]()
![]()
امروز از اون روزاست که دلم می خواد یه چیزی بنویسم و هیچی به ذهنم نمیاد!!!!! ![]()
اصلاً هم خوب نیست!!! خنده هم نداره.............!! ![]()
جالب هم نیست!!!......![]()
ولی یکی از دلایلی که می خواستم آپ کنم؟؟ اینکه می خواستم ماه مبارک رمضان رو به همه دوستای مسلمونم تبریک بگم ![]()
![]()
دعا می کنم همه نماز و روزه هاتون مورد قبول حق باشه ![]()
واسه منم حتما دعا کنید تا به اهدافم برسم و بتونم در راه به دست آوردن چیزی که دارم به خاطرش تلاش می کنم موفق باشم ![]()
![]()
خب بگذریم....
یه نکته جالب!
دارم دیوونه می شم!! <---- این اون نکته ای که جالبه نیست البته ![]()
خب داشتم می گفتم... دارم دیوونه می شم.. چرا؟؟
آخه بیرونه این در دو تا آدم پر حرف و چاخان نشستند و یه ریز واسه هم خالی می بندند!! نکته جالب حالا کجاست؟؟ این که هر دو اهل داستان بافیند ولی هر کدوم خیلی راحت داستان اون یکی رو باور می کنه!!!
عجب آدمایی پیدا می شند...!! خب این وسط فقط گوش های ماست که مجبور به شنیدن این چرندیاته!!!!...... ![]()
![]()
![]()
خب از اینم بگذریم ...
امرووووووووزززز تولد یکی دوستامه!!! جالبه نه؟ جالب تر اینکه من کلی عکس جور کردم تو یه برنامه شبیه فوتوشاپ که واسش بذارم وبلاگش ولی متاسفانه نتونستم به jpg تبدیل کنم و کدش رو بگیرم و بذارم.... متاسفانه دوم این که می خواستم اولین کسی باشم که تبریک می گم و واسه همین به ساعت ایران قبل از این که ۱۲ شب بشه که بشه تولدش شرووع کردم باهاش چت کردن و منتظر بودم تا راس ساعت بهش تبریک بگم ولی دوستم ۲ یا ۳دقیقه قبل از ۱۲ نیمه شب دی سی شد!!!!! ![]()
![]()
![]()
آخه می شه من بیشتر از این ضایع بشم امروز؟؟؟ آره هنوز جا داره... بگم؟ نه دیگه باید برم ... باز هست!! ولی بیخیال...
کاری باری؟ قول می دم سری بعدی یه آپ به درد بخور باشه....
البته همه حرفا من به درد بخوره ولی منظورم شعر و نثر و اینا بود....
و راستی... از همه دوستای خوبم که واسم کامنت می ذارند و مرتب بهم سر می زنند یه دنیــــــا ممنونممممممم ![]()
خوب و خوش و سلامت باشید (این یک دستور است!
)
و بهترین ساعات رو توی این ماه مبارک براتون آرزو می کنم ![]()
![]()
دوستون دارم![]()
بای تا بعد.... ![]()
![]()
![]()
من خستگی نمی خواهم
من دختر آن سوی آینه را
غرق اشک نمی خواهم
از آن همه خنده و دلخوشی
فقط یک صورتک گریان مانده!؟

نه نه باور نمی کنم
آهای دختر آینه با تواَم
من تو را شکسته نمی خواهم!!
تمومه زندگيمونو
به پای عشقمون داديم
نفهميديم چطوری
بــه دام هــم افتاديــم
بين منـو تو امـروز
فاصله ها يه دنياست
نپرس كه عاشقيمون
قشنگتريـن اشتبــاست
من عاشق آهنگای اِنریکو ام
صداش زندگیه
این آهنگشم که دیوونه کننده ست!!!!

Ring My Bell, Ring My Bellllll.........
ولی دريغ از ذره ای سبك باری
نفس های عميق، آرامم نمی كند همنفس!
صدای باران دلداريم نمی دهد همصدا!
كاش
می ماندی
برای آنها تنها نشانهء حیات، بخار گرم نفس هایشان است!
کسی از کسی نمی پرسد: آهای فلانی! از خانه ی دلت چه خبر؟! گرم
است؟ چراغش نوری دارد هنوز؟
خونه ساکته ساکته
ساکت و تاریک
دلم ............
چشمام چه می سوزه
خیلی خوابم می یاد
آخه خوابم هم نمی بره!!![]()
تازه منتظرم شاید دوستم بیاد ![]()
این ساعت معمولا نمی یاد ولی امروز از صبح دلم هواشو داره
"من و پاییز دیوونه.." رو می گم ![]()
دیوونه عمته! خوب دلم هواشو کرده می گم ![]()
دعا کنید بیاد وگرنه تا صبح هزار جور پست بیخود می ذارم..........................!! ![]()
...
لا لا لا لا نگـو کـم آوردی
نگو دل به دل غمات سپردی
لالا لا لا نگو تو خواب نازیم
نگو چون آدمیم، باید ببازیم
لالا لا لا نگو که چاره یی نیست
هنوزم رو زمین بیچارهیی نیست
نگو آخه هنوز اول راهی
هنوز مونده بفهمی بی گناهی..!
نمی دونم چرا انقدر از این عکس خوشم اومد..... انگار زندگی رو
می شه دید! نمی دونم شاید هم من اشتباه می کنم
اینجا چه خبرررره!!..![]()
نظرا رو چک می کنم اگهههه وقت شد اپ می کنم ![]()
![]()
راستی...
روز پدر مبارک ![]()
دلم از همه چیز بی جهت پره!...
راستش رو زندگیم بیشتر از اینا حساب کرده بودم، رو سرنوشتم!؟!!..
چه سرنوشتی!!
اه لعنتیااا!!...
کاش یکی فرشته هایی رو که دفتر سرنوشتم رو خط خطی کردند بهم نشون می داد!
یادمه یه روز یکی از دوستام می گفت فرشته ها اگه جای صبح تا شب عبادت، یه کم استراحت می کردند، موقع نوشتن سرنوشت ما آدما، انقدر بی حوصله خط خطی نمی کردند...
هه!
شایدم راست می گه!
اگه این طور باشه معلومه کاتب رمان زندگی من فرشتهء عجول و بی حوصله ای بوده.. چون زندگی من تا اینجاش که خیلی در هم پیچیده ست، مثه نقاشی های بچه ها!
امیدوارم فقط اهل تراژدی نبوده باشه.. من هنوز به پایان امیدوارم!..
ســراغ از مـا نمی گیـری
دگـر در خـواب و بیداری
از این عاشق ترین عاشق
مـبــــادا دســت بــرداری
تـو را در خـلـوت شبـهـام
پرستش می کـنـم تا صبح
نرنجـم گـر تـو بی تـردیـد
مــرا دیــوانـــه پـنــداری
